تبليغاتX
(♥٭♥•وینـــــتری•♥٭♥)

(♥٭♥•وینـــــتری•♥٭♥)

 

 

اومدم از همه دوستای گلم خداحافظی کنم

هیچ مشکلی ندارم

ولی احساس میکنم که دیگه دلیلی برای نوشتن ندارم

دیگه حس نوشتن نیس

واسه همین اومدم خداحافظی

بازم میگم

هیچ مشکلی ندارم

برای این آپ هم هیچ کسو خبر نمی کنم

چون دلیلی نداره

همه شما دوستانو دوست  دارم

نمی تونم اسم ببرم چون اسم بعضی ها از قلم می افته

اون وقت این دم آخر شرمنده می شم

 

بچه ها خوبی بدی دیدین حلال کنید

:۱ اگه آپ کردین حتما خبرم کنید

من میام پیشتون

من همون تارا ام که تو کامنت گذاری لنگه نداشت

۲:پس من فقط دیگه نمی نویسم دلیل نمی شه که پیشتون نیام

+نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت1:40 AMتوسط تـــــــــارا | |

 

                س.....ل......ا.....م 

                خوبید بچه ها  ؟ خب خدا رو شکر !

دوستان عزیز بزارید اول خودمو معرفی کنم . من آزی دوست فابریکه تارا هستم .

دوست دارم شما ها اینو بدونید که دوستای عزیز تارا توی این وب دوستای منم هستن .

آدرس وب من هم اینه اگه دوست داشتید پیش منم بیایید ... خوشال میشم .

http://azzzeeejoon.blogfa.com/

دوستان عزيز اومدم بگم كه چرا تارا يه مدتي نمي تونه بياد

به همتون سلام رسوند و ازتون خواست براش خيلي دعا كنيد . واقعا به دعاهاي شما نياز داره .

و يه مدتي نمي تونه بياد نت پيش شماعزيزان

*اما مطمئن باشيد كه مياد مثه سابق براتون مي تركونه *

بياييد با هم براش دعا كنيم .راستي حال خودش از منو شماها خيلي خوبه اينو قول مي دم

براش يه اتفاقي افتاده كه اصلا اونقدرا هم كه فكر مي كنه سخت و مشكل نيست

ولي من بهش دارم كمك مي كنم كه اين قول بي شاخ و دم رو كنار بزنه

قربون همتون آزي 

دعا فراموش نشه تارا خيلي به اين موضوع تاكيد كرده

ببخشيد سرتونو درد اوردم

باباي

+نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت10:50 AMتوسط تـــــــــارا | |

سلام سلام سلام

وای بچه ها اگه گفتین امروز چه روزیه؟

خب معلومه دیگه تولد ۲ سالگیه وبلاگمه

هووووووووررررررررررررااااااااااااااااااا

دو سال اومدم اینجا از خوشی هام نوشتم

از ناراحتیام نوشتم

از عشق نوشتم

از نفرت نوشتم

با همه شما مهربونا دوست شدم

خلاصه اینکه با وبلاگم زندگی کردم

نمی خواین تولدشو تبریک بگین؟

دوست همه شما: تارا

البته اگه قبولم داشته باشین

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت8:26 PMتوسط تـــــــــارا | |

 

طلسم رو بايد بشکنيم ما هم بشيم مثل همه

 

حالا که بی وفاييه ما بی وفاتر از همه


هيچکسی غير از خود ما به داد ما نميرسه


عاشقيا رو هم ديديم به هوس يه بار بسه


عاشقی تو دوره ما والا سرو ته نداره


چيز به اين بی ارزشی چه چه و به به نداره


کوير خشک دلمون ديگه زده هزار ترک


غم ديگه بسه نازنين هرکی نموندش به درک

 

+نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت4:23 PMتوسط تـــــــــارا | |

تکيه به شونه هام نكن


من از خودت خسته ترم


ما که به هم نمی رسیم


بسه دیگه بذار برم

 

کي گفته بود به جرم عشق

 

یه عمری پرپرت کنم؟

 

حیف تو نیست کنج قفس

 

چادر غم سرت کنم؟

 

من نه قلندر شبم

 

نه قهرمان قصه ها


نه برده ي حلقه به گوش

 

نه ناجی فرشته ها

 

تو اين دو روز زندگي

 

شبیه من فراوونه

 

یه لحظه چشمات و ببند

 

گذشتن از من آسونه

 

من عاشقم همین و بس

 

غصه نداره بی کسی

 

قشنگي قسمت ماست

 

که ما به هم نمی رسیم
      
 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت2:31 AMتوسط تـــــــــارا | |

دوباره نمی خوام

چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمر حال و روز من همینه

کسی به پای گریه هام نمی شینه

باز هم

دلم گرفت و گریه کردم

بازهم به گریه هام می خندن

بازهم صدای گریه مو شنیدن

همه به گریه هام می خندن

دوباره

یه گوشه

می شینم و واسه دلم می خونم

هنوز تو حسرت یه هم زبونم

ولی نمی شه و اینو می دونم

دوباره نمی خوام

چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمر حال و روز من همینه

کسی به پای گریه هام نمی شینه

بازهم دوباره

دلم گرفته

دوباره شعرام

بوی غم گرفته

کسی نفهمید

غمم چی بوده

دلیل یک عمر ماتمم چی بوده


سلام به همگی

ایشالا که تا اینجای سال خوب بوده باشه

مرسی از همه دوستانی که تو این ایام اومدن پیشم

ولی من شرمنده شون شدم

چون نتونستم بهشون اونطور که باید سر بزنم وبه بعضی ها هم که

می دونم انقدر خوبید که منو می بخشید

*****************

آهنگ وبلاگم درست شد!!!

اخه اولین روز خوند بعدش دیگه نخوند که به کمک یکی از دوستان مشکلش حل شد

 

آقا مجید دستت درد نکنه 

+نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت1:0 AMتوسط تـــــــــارا | |

من یه کسی رو خیلی دوست دارم که همیشه یادش با منه.

اون می دونه که من عاشقشم ولی به دیدنم نمی یاد.

می دونم سرش شلوغه ولی من اصلا ناراحت نمی شم.

چون لازمه عشق گذشت ِ .

فقط یه بار، فقط یه بار جواب تمام حرفهای عاشقانه امو داد.

بهش گفتم عاشقتم.

خندید و گفت من بیشتر، و همیشه پشتتم . به همین خاطر منو نمی بینی.

من با تعجب خدا رو نگاه کردم!!!

 

سلام به همگی!!!!

خوبید؟ خوشید؟

اومدم عیدو پیشاپیش به همگی تبریک بگم. احتمالا نمی تونم واسه عید اپ کنم واسه همین الان اومدم.

ایشالا سال خوبی داشته باشید. به همه ارزوهای قشنگتون برسید. منو هم  تو دعاهاتون فراموش نکنید.

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت4:14 PMتوسط تـــــــــارا | |

خوابیدی بدون لالایی و قصه

بگیر آسوده بخوب بی درد و غصه

دیگه کابوس زمستون نمی بینی

توی خواب گلای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهره تو نمی سوزونه

جای سیلی های باد روش نمی مونه

دیگه بیدار نمی شی با نگرونی

یا با تردید که بری یا که بمونی

رفتی و آدمکارو جا گذاشتی

قانون جنگل و زیر پا گذاشتی

اینجا قهرن سینه ها با مهربونی

تو تو جنگل نمی تونستی بمونی

دل تو با خود بردی به جای دیگه

اونجا که خدا برات لالایی میگه

می دونم می بینمت یه روز دوباره

توی دنیایی که آدمک نداره

+نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت11:46 PMتوسط تـــــــــارا | |

سلام

اول از همه از یکی از دوستای گلم باید تشکر کنم به خاطر این قالب قشنگی که برام ساخته. واقعاً دستش درد نکنه.

دوم هم آپ این دفعه فقط واسه آزاده عزیزم ، گلم ، عسلمه که خیلی دوستش دارم

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

خيلي سخته که بغض داشته باشي اما نخواي کسي بفهمه . خيلی سخته که عزيزترين کسِت ازت بخواد فراموشش کني . خيلي سخته غرورت رو بخاطر يک نفر بشکني بعد بفهمي دوستت نداره . خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري . خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي . خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت . خیلی سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داد زل بزني و به جاي اينکه لبريز کينه و نفرت شي‌ ، حس کني هنوزم دوسش داري . خیلی سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده . خیلی سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيزي جز سلام نتوني بگي . خیلی سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوزم دوسش داري ....

خیلی سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشکني و آن وقت آرام زير لبت بگويي : گل من باغچه‌ي نو مبارک !!!

.


توضیحاتی که هیچ ربطی به آپم نداره:

دیروز یه جمله ای خوندم که خیلی ناراحت شدم. نوشته بود غروبای جمعه همیشه دلگیره اگه دیدی دلت گرفته واسه اینه که دل پاکی داری. راستش از وقتی که یادمه غروب جمعه که می شد همه غم عالم می ریخت تو دلم نمی دونم چرا.. مطمئناً همه تون اینطوری شدید. ولی وقتی دیروز این مطلبو خوندم خیلی از خودم بدم اومد. شاید جمله اش درست نبود ولی خیلی منو برد تو فکر.. آخه الان شاید بیشتر از یک سال بود که اصلا غروبای جمعه دلم نمی گرفت. شاید تو این یک سال بیشتر از همیشه به خدا نزدیک بودم نماز می خوندم ، دعا می کردم ولی... همه اش واسه خاطر خودم بود. واسه چیزایی که باید به دست می اوردم. همیشه هم خدا خواسته مو بهم داد ولی ما چرا باید هر موقع که چیزی می خوایم یاد خدا می افتیم؟

از خودم بدم اومده، خیلی.

 

+نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت0:10 AMتوسط تـــــــــارا | |

 

دل من خستگيات خيلي زياده ميدونم

 

 

دل من تنهاییات پر از سواله می دونم



دل من خنديدنت فقط تو خوابه ميدونم

 


دل من ارزوهات نقش برابه ميدونم

 


دل من تحملت مثله يه كوهه ميدونم

 


دل من عاشقيات مثل جنونه ميدونم



دل من صبوري و كسي سراغت نمياد

 


دل من خسته اي و صدا ازت در نياد

 


دل من اميد تو فقط بايد خدا باشه

 


دل من تنهاييات بايد پر از دعا باشه

یه قلب تنها

  

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت2:11 AMتوسط تـــــــــارا | |